جزئیات
دانلود Docx
بیشتر بخوانید
با نگاه کردن به یک نقاشی، میتوانید متأثر شوید. گرچه شاید زبان آن را نفهمیم، میتوانیم جوهرِ الوهیت را در برخی موسیقیها احساس کنیم. حالوهوای ما دگرگون میشود. ممکن است هیجانزده شویم، یا منقلب شویم، یا از برخی دشواریهایی که از پیشداوریها داشتهایم فراتر برویم. پس هنر بسیار، بسیار مهم است. هنر بهترین است.
استاد اعظم چینگهای (وگان) بهعنوان آموزگار معنوی و هنرمندی نامآور در جهان، ما را نهتنها از راه راهنمایی معنوی، بلکه با آثار هنری شگفتانگیز هم تعالی میبخشند. امروز در نگارخانهٔ بهشتی که استاد اعظم چینگهای (وگان) آفریدهاند، گام خواهیم زد. آثار هنری استاد، زیبایی بهشت را بهتمامی بازمیتابد.Master: هر نوع هنری، مانند نقاشی و هر اثر هنری دیگر، باید به مردم یادآوری کند که بکوشند به درون خود بروند و فطرت بودایی یا قلمرو خدا را در خود بیابند.نقاشیهای بزرگ، گنجینههای گرامیِ جهاناند. هر ضربهٔ قلممو، تاریخ، فرهنگ، بیان و حتی برکتها را ثبت میکند و تجربهٔ روح از گذشته و حال و آینده را غنا میبخشد. نقاشیهای استاد در مسیر معنویِ بازگشت به خانهٔ بهشتیمان همراه ما میشوند و با برکتهای فراوان، جانمان را میپرورانند.Master: و شاید بیننده، هنگام گذشتنِ کوتاه از کنار نقاشی من، جرقهٔ معنویتِ درونِ خود را به یاد آورد. این فقط هالهای است که نقاشی یا آفرینش هنریِ من با خود دارد. اما باید بیاد داشته باشیم که اینگونه هنر آسمانی هنوز فقط رونوشتی از آفرینش راستینِ آسمانیِ جایگاهِ بهشتی است.امروز، سفر هنریِ روح را از میان نقاشیهای زیبای استاد اعظم چینگهای تجربه خواهیم کرد. از دیدگاهی والاتر، هر روح برای آموختنِ لطافت و الوهیت به اینجا آمده است و در راهی معنوی سرشار از نور و اشتیاقِ عشق حقیقی گام برمیدارد. ما در جستوجوی "جنگل عشق" هستیم، جایی که بتوانیم بهسادگی در آغوش دلدادگی قرار گیریم و زندگیِ "شادمانی ساده" را که الوهیت ارزانی میدارد، زندگی کنیم. وقتی روح آزادانه حرکت میکند و نور از درون میتابد، خود را "سرشار از فیض" مییابیم. دلهایمان همچون گلهای خرد میشود که تا ابد میشکفند - گواهِ زندگیای که در عشق زیسته شده است.امر عادی با ضربهای از خیالِ هنرمند جادویی میشود. "جنگل عشق" چنین اثر هنریِ الهامبخشی است. استاد اعظم چینگهای (وگان) این نقاشی را در یک نشست، در فضایی بسیار الهامبخش، کامل کردند. آن روز، استاد چنان در کارشان غرق بودند که ناهار خوردن را فراموش کردند. حتی متوجه نشدند که چند تن از متشرفین که برای دیدارشان آمده بودند، پیشتر رفتهاند. استاد با آمیختن رنگهای باقیمانده از نقاشیهای دیگر، پسزمینهٔ بیروحِ کوهستان را به پناهگاهی سرزنده بدل کردند. ایشان با خیالِ سرشارشان، بوم را با گلهای وحشی، برگها و درختان آراستند و جنگل را ناگهان لبریز از زندگی، گرما و عشق کردند.VO: چیزهای عادی از طریق جرقهای از تخیل هنرمند، جادویی میشوند. جنگل عشق چنین اثر هنریِ الهامبخشی است.با آنکه بخشهایی از پسزمینه در سایه آرام گرفته است، نورهای نارنجی از پشت درختان میدرخشند و تنههای خاکستری با نوری نقرهایِ ژرف میتابند. گلها با رنگمایههای نارنجی، کف جنگل را روشن میکنند و طیف رنگیِ جانجنبانِ این اثر را شکل میدهند. برگهای سبز که با عشقِ بزرگ پرورده شدهاند شادی و انرژیِ جنگل را میتابانند. آنها خوشاقبالترین و پربرکتترین برگها هستند - بخت و برکتی که امید داریم همه بتوانند آن را تجربه کنند. وقتی این نقاشی را میستاییم، نور و انرژیِ عشقِ آن، روحمان را ارتقاء میبخشد. نقاشی اصلیِ "جنگل عشق" حتی در قابی قلبیشکل که استاد طراحی کرده بودند قرار گرفت و کاملاً با عشقی که میخواستند بازنمایی کنند هماهنگ بود.VO: نقاشیهای استثنایی با قابهای خارقالعاده هماهنگ شدند و ترکیبی یکپارچه از عناصری پدید آوردند که یکدیگر را کامل میکنند.Master: من این قابها را خیلی وقت پیش طراحی کردم. وقتی در کوه یانگمینگ در اعتکاف بودم، به آنها گفتم قابهای را تغییر دهند تا حالوهوایی متفاوت پیدا کند. از طریق تلفن به آنها دستور دادم چه کار کنند و چگونه انجامش دهند. مشخصات ساخت هر قاب، ضخامت قابها. اینکه کدام باید ضخیمتر باشد و کدام نازکتر. اینکه کدام باید بیضی باشد و کدام قلبیشکل. شکل بیرونی باید با قاب درونی هماهنگ باشد. اگر درست با هم هماهنگ نشوند، کل نقاشی خراب میشود. متوجه هستید؟ حس هنری از بین میرود. میبینید همهٔ قابها را طوری ساختهام که برای نقاشیها مناسبتر باشند. نامش جنگل عشق است، پس من قلب را ساختم.ما سفر معنویِ شاد و تعالیبخش خود را در میان مجموعهای از نقاشیها ادامه میدهیم که راهِ "شادمانی ساده" را روشن میکنند. وقتی دلهایمان "سرشار از فیض" میشود، مانند نیلوفرِ صبح میشکفیم - و به گلهای خردی بدل میشویم که با عشق جاودان تا ابد شکوفا میمانند.VO: علف در نسیم موج میخورد، ساده، بیخیال و شاد، و ترکیببندیِ بیتکلفِ اثر را بازمیتاباند. شاخوبرگ سراسر فضا را پر میکند و حسی از انرژیِ روان و آزاد میآفریند. نسیم از خلال این نقاشی، آرام دلِ بیننده را لمس میکند.الهام این موضوع از تکهای علف در برابر چادر استاد آمد. استاد هر روز ساقههای علف را میدیدند که با بادها، آسودهخاطر، آرام تاب میخورند. علف در محیط پهناور طبیعت بسیار ناچیز است، و بااینهمه چنان آرام و سرخوش است و از همهٔ ناکامیهای دنیوی بیخبر مینماید. به سادگی هر روز با رضایت به زندگی ادامه میدهد. بهتر است این نقاشی را از فاصلهای نزدیک تماشا کنید وگرنه ممکن است ظرافتِ رنگگذاریِ دقیق و لطیف آن از چشم بماند.این دسته علف مانند گروهی از کودکان است که با خنده، یکی پس از دیگری، در آفتاب میدوند و خوشههای زردِ طلایی در یک جهت شناورند، پفدار و دلنشین در نسیم ملایم - هر ضربهٔ قلممو زیبا نمایان شده است. همهٔ برگهای بلند و باریک، سبز و سبز مایل به زرد، با حرکاتی ملایم و محافظتگرانه خوشهها را دنبال میکنند. پسزمینهٔ سبز تیره، که با زرد نقطهگذاری شده زندگیِ فروتن و مستقلِ این علف را که تنها به طبیعت تکیه دارد برجسته میکند.شاید زندگیِ علف دقیقاً همان زندگیِ بیخیالی باشد که بیشتر رهروان معنوی در پیِ آن هستند. آنها فقط از هرچه خدا میدهد لذت میبرند و آن را میپذیرند، این همان نگرش فروتنانه و شادمانیِ سادهای است که این نقاشی با ما در میان میگذارد.بیایید از یک چاپگرِ هنریِ باتجربه بشنویم که در مسابقهٔ چاپ سال نوی تایوانِ (فورموسا) شناخته شده است.Q: وقتی به نقاشیهای استاد نگاه میکردم، احساسم با موضوعهای گوناگون هر نقاشی تغییر میکرد. مثلاً وقتی به نقاشی "ارکیدههای رقصان" نگاه میکردم، حالم شاد میشد، انگار دلم همراه گلها میرقصید. وقتی به نقاشی "شادمانی ساده" نگاه میکردم، میتوانستم حس کنم رشتههای کوچک علف زیر آفتاب با باد تاب میخورند، و بسیار خوشحال میشدم. چنین آفرینشهای هنریِ زیبایی با تمرین معنویِ ما پیوند دارند، و آیا میان مردم امکان پیوندی درونی پدید میآورند. سپاسگزارم!Master: هنر به زبان نیازی ندارد، هنر به هیچ توضیحی نیاز ندارد. برای مثال، اگر انگلیسی یا چینی ندانیم، به مترجم نیاز داریم. اما در هنر چنین نیازی نیست. با نگاه کردن به یک نقاشی، میتوانید متأثر شوید. گرچه شاید زبان آن را نفهمیم، میتوانیم جوهرِ الوهیت را در برخی موسیقیها احساس کنیم. حالوهوای ما دگرگون میشود. ممکن است هیجانزده شویم، یا منقلب شویم، یا از برخی دشواریهایی که از پیشداوریها داشتهایم فراتر برویم. پس هنر بسیار، بسیار مهم است. هنر بهترین است.فراتر از شادمانی سادهٔ علف، تجلی دیگری از زیباییِ الهی را در شکفتن گلها مییابیم.VO: پس از زمستانِ خوابآلود، بهار بازمیگردد و گلها در اوج شکوفاییاند، چونان ستارگان روشن در آسمان شب یا چراغهای شادِ کریسمس. انرژیِ پویا بهگونهای جادویی در سراسر بوم جاری است، ازاینرو نامِ "سرشار از فیض" برازندهٔ این اثر است.آسمان از ابرهای پدیدار و پنهانی پر است که درهمتنیدهاند و با هم حرکت میکنند، و بنفشِ تیرهٔ زمینِ مایل به قهوهای استواری را به تصویر میکشد. گلهای رونده، مارپیچوار تنههای شاخههای رو به زوال را در آغوش میگیرند. درهمتنیده اما باوقار، چون موجهایی آرام بالا و پایین میروند. گلها مانند ستارگانی بسیار درخشان میشکفند. برآمدگیِ ضخیمِ رنگِ روغن و نقشهای ژرفنشستهای که با ضربههای نرمِ قلممو پدید آمدهاند، با الهامِ سرچشمهٔ آفرینش به رقص درمیآیند. تحسینکنندگان هنر بهروشنی میبینند که نقاشیِ "سرشار از فیض" بازتابِ مکتبهای انتزاعگراییِ بیانی، واقعگرایی و دریافتگری است.در زیرِ رنگهای سرزنده و شاخههای استوار، چشماندازی فرخنده از هماهنگیِ الهی میبینیم. فیض در رنگهای صورتی و بنفشِ آنها، در دلهای سپیدِ نابشان و در جانهای آزادشان جاری است - ملایم، ژرف، جاودان.هر گلِ نیلوفرِ صبح، آغوشش را میگشاید تا فیضِ خدا را در بر گیرد. آنها فروتن و سرافراز ایستادهاند و در نورِ آرامِ برکتها غوطهورند. هر نفس هدیهای است، هر لحظه برکتی است، و هر برگ نوایی همراه. هر صبح پس از مراقبه یا دعا، دلهایمان از عشقِ خدا لبریز میشود، از فیض لبریز میشود و این همان گلِ درونیِ ماست که هر روز میشکفد.










