جستجو
فارسی
  • English
  • 正體中文
  • 简体中文
  • Deutsch
  • Español
  • Français
  • Magyar
  • 日本語
  • 한국어
  • Монгол хэл
  • Âu Lạc
  • български
  • Bahasa Melayu
  • فارسی
  • Português
  • Română
  • Bahasa Indonesia
  • ไทย
  • العربية
  • Čeština
  • ਪੰਜਾਬੀ
  • Русский
  • తెలుగు లిపి
  • हिन्दी
  • Polski
  • Italiano
  • Wikang Tagalog
  • Українська Мова
  • دیگران
  • English
  • 正體中文
  • 简体中文
  • Deutsch
  • Español
  • Français
  • Magyar
  • 日本語
  • 한국어
  • Монгол хэл
  • Âu Lạc
  • български
  • Bahasa Melayu
  • فارسی
  • Português
  • Română
  • Bahasa Indonesia
  • ไทย
  • العربية
  • Čeština
  • ਪੰਜਾਬੀ
  • Русский
  • తెలుగు లిపి
  • हिन्दी
  • Polski
  • Italiano
  • Wikang Tagalog
  • Українська Мова
  • دیگران
عنوان
رونویس
برنامه بعدی
بیشتر
اخبار روزانه – ۱۴ ژانویه ۲۰۲۶
رئیس‌جمهور آمریکا ترامپ می‌گوید مرحله دوم برنامه‌ریزی‌شده اقدام نظامی آمریکا در ونزوئلا را لغو کرده و دلیل آن را همکاری تازه و آزادی زندانیان سیاسی عنوان می‌کند (Fox News)
ولیعهد تبعیدی ایران، رضا پهلوی، از ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا درخواست مداخله کرده‌است، این در حالیست که رژیم ایران همزمان با تشدید اعتراضات ضدحکومتی قطع سراسری اینترنت را اعمال کرده است (Fox News)
رئیس‌جمهور مکزیک کلودیا شینباوم به وزیر امور خارجه‌اش دستور می‌دهد هماهنگی با آمریکا را تعمیق کند، زیرا دولت او در میان افزایش تنش‌ها بر سر خشونت کارتل‌های مواد مخدر، به دنبال همکاری امنیتی دوجانبه نزدیک‌تر است (Reuters)
رئیس‌جمهور کلمبیا گوستاوو پترو از ونزوئلا در مبارزه با جرایم فراملی مواد مخدر همکاری کند و می‌گوید وحدت منطقه‌ای برای شکست دادن باندهای فرامرزی ضروری است (VnExpress)
مقامات چینی کارزار خود را برای برچیدن شبکه‌های کلاهبرداری آنلاین مستقر در جنوب‌شرق آسیا تشدید کرده و پیگیری بازداشت‌ها و استردادها را افزایش می‌دهند. چین همکاری با کامبوج، میانمار، تایلند، لائوس و آولاک (ویتنام) را گسترش می‌دهد و هدف آن قطع جریان‌های مالی، نجات کارگران قاچاق‌شده و ریشه‌کن کردنِ عملیات کلاهبرداری سایبری فراملی است (Tuổi Trẻ)
دفتر مبارزه با کلاهبرداری‌های سنگین بریتانیا بیش از ۴۰۰ هزار پوند (حدود ۵۳۶ هزار دلار آمریکا) را به ۹ قربانی کلاهبرداری ایمیلی جهانی در سال ۲۰۰۲، تقریباً ۲۴ سال پس از کلاهبرداری بازمی‌گرداند (UK Government)
کارشناسان ۵ میوه و سبزی را برای نرم کردن پوست خشک توصیه می‌کنند. خیار، هویج، آووکادو، آلوئه‌ورا و گوجه‌فرنگی آبرسانی می‌کنند، آنتی‌اکسیدان فراهم می‌کنند و به کشسانی پوست کمک می‌کنند. خوردن یا آب‌گیری این مواد غذایی ویتامین‌های C، A، E، B5 و هم بتاکاروتن و پلی‌ساکاریدها را فراهم می‌کند، در حالی که استفاده موضعی باعث تسکین، مرطوب‌سازی و کاهش پوسته شدن می‌شود. خیار و آلوئه‌ورا التهاب را خنک می‌کنند؛ هویج و گوجه‌فرنگی بازسازی سلولی را بهبود می‌دهند؛ آووکادو سد لیپیدی را تقویت می‌کند. استفاده منظم همراه با مراقبت صحیح از پوست نتایج را بهبود می‌دهد (Nói Sao)
کارشناسان سلامت توصیه می‌کنند برای رفع سرمای زمستان و افزایش گردش خون، دمنوش‌های گرمی‌بخش بنوشید. دمنوش زنجبیل و دارچین جریان خون را تحریک می‌کند، در حالی که دمنوش بالنگِ غنی از ویتامین C ایمنی را تقویت می‌کند. چای پوئر و چای سیاه گرمای ملایم درونی ایجاد می‌کنند، و برای کسانی که معده حساس دارند یا صبح‌ها احساس سرما می‌کنند، مناسب‌اند. در نهایت، دمنوش عناب خشک به آرام‌سازی بدن کمک می‌کند و در دوره‌های پراسترس، گرما را حفظ می‌کند (Vietnam Net)
مقامات بهداشتی پیش از عید تت [سال نو قمری] نسبت به افزایش موارد ابتلا به تب دنگی در دلتای مکونگ، بویژه در اطراف شهر کان تو [آولاک (ویتنام)] هشدار دادند و خواستار کنترل پشه‌ها و مراقبت سریع از کودکان بیمار در بحبوحه حجم بالای سفرها در این دوره شدند (Lao Động)
ایالت ویکتوریا [استرالیا] در پی ده‌ها آتش‌سوزی بوته‌زار «وضعیت فاجعه‌بار» اعلام کرده‌است، زیرا حدود ۳۰۰ هزار هکتار را سوزانده، یک نفر را کشته، خانه‌ها را ویران کرده و موجب تخلیه گسترده مردم در زیر گرمای شدید و بادهای شدید شده است (The Watchers)
یک توفان زمستانی هزاران چادر را در غزه ویران می‌کند و بادهای شدید و باران سنگین خانواده‌های آواره را بدون سرپناه می‌گذارد. مقامات نسبت به وخیم‌تر شدن بحران انسانی هشدار می‌دهند (Anadolu Agency)
مطالعه‌ای که رسوبات تشکیل‌شده میلیون‌ها سال پیش را بررسی می‌کند، نشان می‌دهد که تنها ۲ تا ۳ درجه سانتیگراد افزایش دما می‌تواند به سرعت یخ‌های قطب جنوب را ذوب کند و افزایش سطح دریا را تسریع کند و خطرات جدی را برای کشورهای ساحلی ایجاد کند. آب گرم اقیانوس، سکوهای یخی را از زیر تضعیف می‌کند در حالی که هوای گرم‌تر سطح را ذوب می‌کند (Earth.com)
کولاک بی‌سابقه‌ای اروپای شرقی را درنوردید، بزرگراه‌ها را بست، پروازها را لغو کرد، برق ده‌ها هزار نفر را قطع کرد و موارد ابتلا به هیپوترمی را افزایش داد، در حالی که دولت‌ها از مردم می‌خواهند که در خانه بمانند (VOV)
دو نفر در اری، کلرادو [آمریکا] به اتهامات متعدد بدرفتاری با اشخاص-حیوان بازداشت شده‌اند، پس از آنکه پلیس ۱۸ شخص-سگِ رهاشده و لاغر را از یک خانه ضبط می‌کند (KKTV)
کامبوج قصد دارد ایستگاه‌های شارژ خودروهای برقی را در سراسر کشور گسترش دهد و هدف‌گذاری کرده تا سال ۲۰۲۷، ۳۰۰ سایت شارژ سریع بسازد تا از سفرهای عمومی، لجستیک و اهداف انرژی پاک پشتیبانی کند (Khmer Times)
بر اساس یک مطالعه جدید که نشان می‌دهد چگونه جریان‌های اقیانوسی آلودگی را از مرزها عبور می‌دهند، اشخاص-لاک پشت سبز دریایی در نزدیکی جزایر اوگاساوارا ژاپن در حال بلعیدن پلاستیک‌هایی هستند که منشأ آنها بسیار فراتر از محدوده طبیعی آنهاست (Earth.com)
یک تیم دانشجویی در دانشگاه تون دوک تهنگ [آولاک (ویتنام)] یک فیلتر گرد و غبار ریز با راندمان بالا از پلاستیک بازیافتی ساخته است که هدف آن مقابله با چالش‌های زباله‌های پلاستیکی و آلودگی هوا است (Tuổi Trẻ)
چهره تلویزیونی بریتانیا، لوسی واتسون (وگان) می‌گوید پسر نوپایش با تغذیه وگانِ کامل رشد می‌کند. او افسانه‌های مربوط به تغذیه وگان برای کودکان را به چالش می‌کشد و قصد دارد یک کتاب آشپزی وگان با تمرکز بر کودکان منتشر کند (PETA)
ورشو [لهستان] به طور غیرمنتظره‌ای به عنوان پایتخت وگان‌ها ظهور کرد و از نظر گزینه‌های وگان، سانفرانسیسکو [آمریکا] و کپنهاگ [دانمارک] را پشت سر گذاشت. این شهر سنت‌های غنی از قارچ لهستانی را با طعم‌های جهانی ترکیب می‌کند و غذاهای بدون محصولات حیوانی مقرون به صرفه‌ای مانند پیروگی [کوفته لهستانی] و رامن [رشته فرنگی] را ارائه می‌دهد. این شهر پررونق و مقرون به صرفه، مقصدی برتر برای وگان‌ها است (The Guardian)
کافه زنجیره‌ای آمریکایی Peet’s Coffee اولین نوشیدنی‌های شیر پسته خود را با همکاری برند شیر وگان Táche برای لاته‌های فصلی گل رز و ماچا عرضه می‌کند. این همکاری نقطه عطفی در صنعت نوشیدنی‌های بدون لبنیات در این کافی‌شاپ محبوب است (VegNews)
یک راننده تحویل غذا در شهر گویانگ [استان گوییژو، چین] در یک شب سرد، کار را متوقف کرد تا از دختر بچه‌ای که در کنار جاده گم شده بود در برابر ترافیک محافظت کند، با پلیس تماس گرفت و منتظر ‌ماند تا والدین دختر از راه برسند (China Daily)
مایکل دِسامبره، معاون وزیر امور خارجه آمریکا در امور شرق آسیا، از اختصاص ۴۵ میلیون دلار از سوی دولت آمریکا برای تقویت توافق‌نامه‌های صلح کوالالامپور که به درگیری تایلند و کامبوج پایان داد، خبر داد. این کمک بر تثبیت مرزها، فعالیت‌های مین‌زدایی و جرایم فراملی و قاچاق مواد مخدر متمرکز است (New York Post)
سه گونه نادر پرنده شامل شلداک، آوست و اردک کاکلی در تالاب کاراسو نزدیک کوه آرارات [ترکیه] ثبت شده اند و این کانون تنوع زیستی را در امتداد یک مسیر عمده مهاجرتی و اهمیت آن برای حفاظت و پرنده نگری برجسته می کنند (Türkiye Today)
نقل قول تامل برانگیز امروز: «هرگز مردی را چنان نادان ندیده ام که نتوانم چیزی از او بیاموزم.» – گالیله، اخترشناس و فیزیکدان ایتالیایی (Brainyquote.com)
وقتی از بیمارستان بیرون آمدم، دچار افسردگی شدم چون آنجا بسیار زیبا بود. و هیچکسی نمی‌فهمید چرا مدام می‌گفتم می خواهم آنجا بمانم. این بدن را رها کردم و به خانه برگشتم. و بعد شما باید به اینجا برگردید. "برایان جردن"، اپراتور ماشین آلات سنگین، روایت می‌کند که چگونه سه بار بر اثر حمله قلبی ویدومیکر [نوعی شدید از حمله قلبی] جان باخت، عشق فراگیر خدا را تجربه کرد، آموخت که همه ما ارواحی در یک دایره هستیم و دریافت که تنها ۱۰٪ شانس بقا داشته است.
برایان در اسلایدل، لوئیزیانا، بزرگ شد و روی کامیون هجده چرخ پدرش کار می‌کرد. در ۱۳ سالگی کامیون می‌راند و در ۱۵ سالگی ۳۶ تن بار را در بزرگراه حمل می‌کرد. بعد از دبیرستان، به ارتش پیوست و پیش از ترخیص افتخاری، در آلمان و کره جنوبی خدمت کرد. سپس در حوزه ماشین آلات سنگین کار کرد؛ اغلب سه هفته پیاپی، روزی ۱۲ ساعت، هفت روز هفته.
در پرت، کانزاس، هنگام ساخت یک مزرعه بادی، برایان در یک روز شنبه با بولدوزرش مشغول جابجایی خاک بود. یک سال پیش از آن، درد شدید قفسه سینه داشت که بعنوان سوزش معده تشخیص داده شده بود. که حالا دوباره داشت اتفاق می‌افتاد. ظهر مکثی کردم و معمولا مقداری نان با کره بادام زمینی و مربا با خودم داشتم. یک ساندویچ خوردم و حدود ۱۲: ۱۰ دوباره شروع به کار کردم. و همان موقع فشار را حس کردم. در گردنم فشار احساس کردم. درد توی سینه‌ام پیچید. خب پیش راننده کامیون آب رسان رفتم و از او خواستم مرا نزد بهیار ببرد. همان طور که آنجا نشسته بودم، بازویم شروع به درد گرفتن کرد. و همان موقع فهمیدم؛ گفتم: «خب، این دارد جدی می‌شود.» و همان طور که آنجا نشسته بودم، داشتم خواب‌آلود می‌شدم. بعد حس کردم دارم از هوش می‌روم و همه چیز سیاه شد و من میان ستاره‌ها بودم. با خودم گفتم: «خب، یادم هست از آن صندلی افتادم.» بعد گفتم: «باید بیهوش شده باشم یا باید خوابم برده باشد.» حدس می‌زدم یکی از آن خوابهای عجیب را می‌بینم، چون نمی‌دانستم دارم به چه چیزی نگاه می‌کنم.
و به جایی شبیه غار رفتم. خیلی عظیم بود. بعد داشتم به پایین نگاه می‌کردم، بی آنکه متوجه باشم در هوا شناورم. جایی که باید کف می‌بود، یک گذرگاه بود، سنگ‌های مربع شکل کنار هم. در دیوار دری بود و آن در شبیه درهای قدیمی قلعه بود با قوسی در بالا. آنجا هیچ ترسی نداشتم. وقتی به یک چارچوب در نگاه کردم، کسی در چارچوب در بود. و نگاه می‌کردم و با خودم می‌گفتم: «واو، می‌توانم از میانش ببینم، مثل یک روح.» می توانستم درست از میان او را ببینم. به خودم گفتم: می‌خواهم بروم ببینم آن چیست.» هنوز کلمه "چیست" از فکرم خارج نشده بود که مثل گلوله به راه افتادم. یادم آمد چرا به سمت دیوار رفتم. برای این بود که ببینم چه کسی آنجاست. پس به پایینِ زیر پایم نگاه کردم و او آنجا بود. اما او به من نگاه نکرد. فقط در امتداد مسیر شناور بود. و بعد، ظاهرا از در گذشتم، چون همه چیز در تاریکی مطلق فرو رفت. نمی توانستید دستتان را جلوی صورتتان ببینید.
و ناگهان دیدم نوری پدیدار شد. و طوری بود که انگار کسی چراغ قوه دارد، انگار در حال جست وجو بودند. و آن نور روی من افتاد. و آن قدر روشن بود. و همان وقت بود که مرا در خود گرفت. و حالا نور آن قدر روشن نبود، چون من داخلش بودم. و نرم بود. و در همان لحظه مجذوب آن نور شدم. حسش مثل خدا بود؛ حس می‌شد او مرا گرفته و همه چیزی که حس می‌کردم عشق او بود، خیلی نیرومند. انگار به برق وصل می‌شوید و نمی‌توانید رهایش کنید. عشق متفاوتی بود. قوی بود. چیزی بود که هرگز پیش از آن، هیچ وقت، حس نکرده بودید. و بعد کلمه بخشایش را دیدم. و بعد کلمه عشق را دیدم. و بعد کلمه صلح را دیدم.
سپس برایان با آگاهی کاملا شفافی در میان محیط‌های شگفت انگیزی شناور شد. هرچه که در حال وقوع بود، انگار روحم می‌دانست چه چیزی در راه است. حتی یک فکر بد هم نداشتم. ذهنم کاملا شفاف بود. انگار باد از میانش عبور می‌کرد. هیچ نگرانی در دنیا نداشتم، چون احساس فوق‌العاده‌ای داشتم و می‌توانستم هر کاری را که می‌خواستم انجام دهم. این را می‌دانستم.
و به سوی این درختان کاج شناور شدم. درختان کاج این سوزن‌ها را دارند. و وقتی پایین می‌آمدم و شناور بودم، می‌توانستم تک‌تک سوزن‌ها را ببینم. حتی یکی هم از دیدم پنهان نماند. همه‌شان را دیدم. وقتی به پایین نگاه کردم، عجب باغی آنجا بود. گل‌ها خیلی بزرگ بودند. به بزرگی میز شام شما بودند. مسحورکننده بودند. سرشار از زندگی بودند. می‌شد آن را حس کرد. و با اینکه چشمی نداشتند، انگار داشتند به من نگاه می‌کردند. می‌توانستم روی هر گلی که می‌خواستم از نزدیک ببینم زوم کنم. و فقط خیلی آرام به سمت راست شناور می‌شدم و همه این عشق را از این گل‌ها در خود می‌گرفتم. انگار زنده بودند. و بعد، این چهار نور روشن بودند. کاملا عمودی بودند و با فاصله از هم قرار داشتند. نورهای کوچک بسیاری شروع کردند به ظاهر شدن و همین‌طور دور تا دور من یکی‌یکی ظاهر می‌شدند. و حس کردم که آنها خانواده من هستند؛ تمام خانواده‌ام که رفته بودند.
وقتی نورهای بزرگ آمدند، همه نورهای کوچکی که دورم بودند مثل گلوله شروع کردند به رفتن به سمت نور بالایی، همین‌طور به طرف بالا. و شروع کردند به درهم آمیختن. و بعد، ناگهان یک سر دیدم. دیدم که همه این نورها تمام این مرد را پر می‌کنند. و وقتی تمام شد، به بالا نگاه کردم. سرش را بلند کرد و من گفتم: «وای، پسر.» بسیار شوکه شده بودم، چون فقط داشتم به این همه قدرت نگاه می‌کردم؛ هیچ چیز جز قدرت. بعد او شروع کرد در آسمان حرکت کردن. بالا و پایین می‌رفت و از این سو به آن سو. فقط این‌طرف و آن‌طرف پرواز می‌کرد. و هرگز نگاهش را از من برنمی‌داشت. چند لحظه پس از دیدن اینکه نورهای چرخان خانواده‌اش در هم ادغام شدند و به پیکره‌ای بلند و نیرومند بدل شدند که در آسمان پرواز می‌کرد و او را می‌پایید، "برایان" ناگهان به درون بدنش کشیده شد.
چشم‌هایم را باز کردم و امدادگرم بالای سرم بود و داشت به قفسه سینه‌ام فشار می‌آورد. داشتم به او نگاه می‌کردم. و گفتم: «سلام.» وقتی گفتم «سلام»، به من نگاه کرد و و با تعجب از من فاصله گرفت. گفت: «قلبت ایستاده بود.» گفت: «برایان، تو مرده بودی.» گفتم: «چه مدتی؟ » و او گفت: «۴ تا ۵ دقیقه.»
قلب برایان دوباره در آمبولانس ایستاد. او این بار، رؤیایی عمیق دید. این بار وقتی از بدنم بیرون آمدم، کنار خودم ایستاده بودم و داشتم به صورتم نگاه می‌کردم. نمی‌خواستم به چیزی که می‌دیدم تعلق داشته باشم. به بدنم به چشم یک شیء نگاه می‌کردم. این بار رو به این گل‌ها بودم و این گل‌ها در یک دایره بزرگ بودند. پس داخل این دایره همه این گل‌های مختلف در گروه‌های جداگانه خودشان بودند. خب من این‌طور برداشت کردم که همه ما متفاوتیم. ما سیاه‌پوست‌ داریم، سفیدپوست‌ داریم، چینی‌ داریم. هر کسی در آن گروه رنگ خودش را دارد. اما هر چند همه این رنگ‌ها هنوز داخل دایره‌اند، و این ما را یکی می‌کند، فارغ از اینکه چه شکلی هستیم. هیچ‌کس بیرون از دایره نیست.
پزشکان به برایان گفتند دچار سکته قلبی «ویدومیکر» شده و فقط ۱۰٪ شانس بقا دارد. سه ماه بعد، قلبش به شکل معجزه‌آسا کاملا بهبود یافت. یک پزشک تماس گرفت. گفت: «برایان، ما از دهه ۷۰ روی این نوع سکته قلبی آزمایش انجام می‌دهیم.» و گفت: «قلب تو و فقط یک نفر دیگر از دهه ۷۰ تاکنون کاملا خوب شده است.» گفت: «تنها چیزی که داری آثاری از زخم روی قلبت است، از شوک‌هایی که به تو دادند.» گفت: «و حالا قلبت درست مثل قلب من کار می‌کند.» گفت: «تو یک معجزه‌ای.»
می‌دانستم که اینجا هستم تا داستانم را بگویم. این حالا شغل من است. اما وقتی برگشتم، تغییر کرده بودم و دیگر مثل بقیه فکر نمی‌کردم. اما وقتی برگشتم، دیگر آدم‌ها را نمی‌دیدم. روح‌ها را می‌دیدم. و حالا زندگی‌ام را همین‌طور می‌گذرانم. هر کسی را که می‌توانید، هر وقت می‌توانید، کمک کنید. این همه چیزی است که خدا می‌خواهد. ما اینجا هستیم تا به هم کمک کنیم. (Coming Home)
مشاهده تاریخ‌های بیشتر
2 / 57
به این صفحه بروید
اپلیکیشن
«کد پاسخ سریع» را اسکن کنید یا برای دانلود، سیستم تلفن را به درستی انتخاب کنید
آیفون
اندروید
Prompt
OK
دانلود
به اشتراک گذاری
به اشتراک گذاشتن در
جاسازی
شروع در